بعد از همه ی مشکلات و سربازی اومدم تهران که نیومده آبله مرغون گرفتم با داداشمو ، چشتون روز بد نبینه تقریا به قهقرا رفتم . مرگو جلو چشام دیدم وقتی مشخص شد آبله مرغون دارم تهران بودمو مجبور شدم برگردم س
برچسب:
نویسنده: بهار رادمنش
تاريخ: شنبه
13 ارديبهشت
1399 ساعت: 8:22